بایگانی برچسب: ستاره بینی

جیوتیش

تاثيرات قاطع و خارق العادة خورشيد بر امكانات حياتي كرة خاك بر كسي پوشيده نيست. تاثيرات مبهوت كنندة اجرام سماوي بر يكديگر و از جمله بر كرة ما زمينه‌اي وسيع را براي تحقيق و مطالعة هر پژوهشگري از هزاران سال پيش گشوده است. همچنين تاثيرات كرة ماه بر جزر و مد و رشد گياهان موضوع جديدي براي بحث و تحقيق نيست. ولي آيا هيچگاه انديشيده‌ايد بجز خورشيد و ماه، كرة ما تحت تاثير امواج چه سيارات و اقمار ديگري قرار دارد؟ و اين امواج آسماني هر كدام چه اثراتي بر حيات ما خواهند داشت؟ آيا مي‌توانيم ساده‌لوحانه باور كنيم زندگي ما مستقل از حيات كيهاني است؟ در حالي كه بر فرض كرة ماه قادر است تا چندين متر آب اقيانوس‌ها را جابه جا كرده بر حيات آبزيان اثر بگذارد، آيا ما از تاثيرات ظريف اين امواج و گوي‌هاي آسماني در امان هستيم؟ مسلما” خير، تحقيقات دانشمندان نشان مي‌دهد افزايش انفجارات خورشيدي مي‌تواند بر خشم و بي‌قراري انسان‌ها و همينطور مرگ و مير موثر باشد. امروزه همچنين با پژوهش‌هاي جديد روانشناسان و روانكاوان، دوباره دستاوردها و آراء دانشمندان عصر ودايي مبني بر تاثيرات متقابل جسم، ذهن و روان تاييد شده است. بنابراين اگر اين گوي‌هاي آسماني بر دنياي مادي و تن ما اثراتي دارد لاجرم بر ذهن و روان ما نيز بي‌تاثير نخواهند بود. اين تاثيرات از گذشته‌هاي دور توجه انديشمندان را به خود جلب كرده بود. در واقع ستاره شناسي در گذشته از دو سو رشد كرده بود :

۱) دانش هيئت (ستاره شناسي) كه به تحليل فيزيك ستارگان، مكانيك اجرام سماوي و محاسبات ستارگان براساس سرعت و مدار آنها مي‌پرداخت.

۲ ) دانش نجوم (ستاره‌بيني) كه عموما” به اختر بيني و يا طالع بيني و آينده بيني نيز شهرت دارد و مراد از آن تحليل تاثيرات امواج ستاره‌اي بر روي زندگي ساكنين اين كرة خاكي است.

هر چند اين دو دانش در گذشته از هم جدا نبوده‌اند ولي هم اكنون قرن‌هاست كه دانش ستاره‌بيني مورد بي‌مهري‌ها و بي‌توجهي‌ها قرار گرفته و با خرافات آميخته شده است. ولي مسلما” با بررسي‌هاي جدي و مطالعه و تحقيق دقيق مي‌توان از اين پيكرة نيمه جان الهامات و درس‌هاي بسياري آموخت و از آنجا كه خوشبختانه اخيرا” اين دانش مورد توجه محققين نيز قرار گرفته است يقينا” در آينده شاهد رشد و توسعه بيشتر آن نيز خواهيم بود. در هر حال مفهوم بخشي از ستاره‌بيني ودايي كه بررسي تاثيرات امواج ستاره‌اي بر ابعاد مختلف جسماني، رواني و ذهني انسان و همچنين بر حيات كل موجودات كرة زمين است آشكار شد.

نظام كيهاني

اگر بپذيريم كيهان بر اساس قوانين و احكامي منظم و با مركزيت شعوري ناب در حال خودگستري و تجلي است (با تكيه بر يكي از بنيادي‌ترين اصول عرفان‌هاي كهن شرقي يعني اصل وحدت وجود و يگانگي بنيادين اشياء كه در فيزيك معاصر نيز مقبول و محترم است) مي‌توان نتيجه گرفت مشاهدة هر موجودي در طول موج كيهاني خود، حاوي گذشته و آيندة آن موجود نسبت به ناظرش نيز خواهد بود .

تمامي موجودات از ذرات ميكروسكوپي تا كهكشان‌ها در حال تاثيرگذاري و اثر پذيري از يكديگرند و در نتيجه هر لحظه آبستن تبديلات و تغييرات ظريف و عظيم خواهند بود. اين تبديلات و تحولات تحت قوانيني بسيط و بس منظم به طور دائم در جريان است. از آنجا كه اين تحولات در نظمي لايتغير در حال خودگستري است لذا هر ذره‌اي را مي‌توان از تولد تا انهدامش مورد محاسبه و اندازه‌گيري قرار داد. ستاره‌بيني كيهاني-ودايي، دانش محاسبة تاثيرات ستاره‌اي و امواج كيهاني بر موجودات است. از آنجا كه هر موجودي در پهنة هستي، متغيري سيال در يكي از مسيرهاي منظم كيهاني است لذا جيوتيش (Jyotish) سعي در محاسبة كل منحني مفروض دارد.

دانستن اين دانش مفهوم بخت و شانس (تصادف محض) را بي‌اعتبار كرده و به انسان مي‌آموزد با آگاهي از نظام امواج كيهاني خواستة خود را به موجي بسپارد كه خود به خود خواسته را تا مقصود و منتهايش حمل كند. جيوتيش الفباء و زبان انرژي كيهاني را به ما معرفي كرده و به ما ياري مي‌رساند تا سير امواج كيهاني را محاسبه كنيم. اگر بپذيريم كه گيتي بعدي از آگاهي است، همانطور كه برخي فيزيكدانان معاصر نيز پذيرفته‌اند، پس جيوتيش دانش تحليل عملكرد كلي اين آگاهي در گيتي است. اصولا” قوانين طبيعي هم‌آغوش شعوري ناب، حافظ نظم كيهاني هستند. بنابراين نظم كيهاني آگاهانه و در پرتو شعوري عالي عمل مي‌كند و انحرافي از اين قوانين صورت نخواهد گرفت.

واژة جيوتيش لغتي سانسكريت و مركب از دو جزء است : جيوت (Jyot) و تيشا(Tisha) كه به ترتيب به معناي پرتويي از نور و دانش است. پس جيوتيش يعني دانش نور و از آنجا كه هر مشاهده‌اي در پرتو نور ممكن خواهد بود، پس جيوتيش دانش مشاهدة سرنوشت كيهاني موجودات در پرتو دانش محاسبات نجومي است. در والاترين حالات، جيوتيش دانش نور دروني است و آن در حالي است كه جيوتيش و يوگا(Yoga) كه قوانين ذهني كيهاني است (همانطور كه پاتانجلي در يوگاسوترا به آن پرداخته است) در هم ادغام شده باشند.

اندام و شاخه‌هاي ستاره‌بيني ودايي (جيوتيش)
گسترة پهناور دانش كهن جيوتيش را مي‌توان منطبق بر اعتبارات مختلف عقلي به اقسام و شاخه‌هايي تقسيم كرد. با اين طبقه بندي‌ها مي‌توان به دركي گزيده‌تر و فهمي عميق‌تر نسبت به حدود و ثغور اين دانش ارزنده نايل شد. يكي از عمده‌ترين اين تقسيم‌بندي‌ها در دانش ستاره‌بيني تقسيم اين دانش به ستاره‌بيني معنوي و ستاره‌بيني مادي است كه اين تقسيم‌بندي براساس غايت و منظور لحاظ شده است. در صورتي كه ما به اين دانش به اعتبار كمك و خدمتي كه به نزديك شدن به حريم مقدس روح مي‌كند نظر افكنيم از دو حال خارج نيست يا در اين راه خدمتي مي‌كند يا نه و به اين ترتيب ستاره‌بيني به دو قسم معنوي و مادي تقسيم مي‌شود.

ستاره‌بيني براساس
غايت و منظور

  1. ۱) ستاره بيني معنوي (Spiritual Astrology)

۲) ستاره بيني مادي (Material Astrology)

ستاره‌بيني معنوي

بنابر اين فلسفه، كل ستاره‌بيني ابزاري در جهت تحقق خودشناسي است. در چنين دركي موقعيت، توانايي‌ها و كارماهاي فرد در اين زندگي بررسي و تحليل شده و با توجه به امكانات و موقعيت‌هايي كه طبيعت به هر فردي واگذار كرده است به تحليل و رهنمودهايي مهم در راستاي تعالي زندگيش پرداخته مي‌شود. ممكن است ستاره‌بين ودايي پيشرفت‌هايي مادي را در زندگي فرد ببيند كه در عين حال او را از توجه به موقعيت كلي زندگي خود دور كرده و غباري از فرسودگي و ناتواني را در اطراف او حاصل كند. عليرغم موفقيت‌هاي مادي ولي در چنين شرايطي ستاره‌بين از خطرات حاصله فرد را مطلع و راهنمايي مي‌كند. همچنين با تحليل كلي شخصيت و كيفيت رواني فرد به ياري تمرينات مناسب يوگا و آيورودا موثرترين روش‌ها براي سلامت جسماني و تمركز قواي فكر به فرد آموزش داده مي شود.

ستاره‌بيني مادي

ستاره‌بيني مادي اصولا يك ستاره‌بيني غير ودايي است. زيرا هدف غايي آموزش‌هاي ودايي خودشناسي و رستگاري معنوي است. در هر حال با استفاده از بخشي از ستاره‌بيني ودايي و فراموشي مابقي آن و يا استفاده از ستاره‌بيني غربي مي‌توان تمام توجه را معطوف به موفقيت‌هاي مادي، روابط زناشويي، وضعيت فرزندان، وضعيت كلي سلامتي و مواردي از اين دست كرد. بي‌آنكه اين مجموعه بر حول محور اصلي “خود واقعي” وارسي شود.

طبقه‌بندي ديگري كه در مورد دانش جيوتيش انجام مي‌شود براساس كارايي و قابليت اين دانش است كه بر آن اساس باز هم ستاره‌شناسي به دو پاره قسمت مي‌شود :

ستاره‌بيني ودايي براساس توانايي و قابليت

۱) ستاره‌بيني پيشگويانه (مبتني بر پيشگويي) Astrology Predictive

۲) ستاره بيني مبتني بر حكم و داوري Judgmental Astrology

ستاره‌بيني پيشگويانه

هدف اين نوع از ستاره‌بيني، پيشگويي حوادث خاص و اتفاقات مهم در زندگي است. اين حوادث شامل اتفاقات مادي مثل تاريخ ازدواج، تاريخ تولد فرزندان، زمان مرگ، تصادفات، وقوع بيماري‌ها، خوش‌شانسي‌هاي بزرگ و يا ناكامي‌ها مي‌شود و از طرف ديگر حوادث معنوي نيز از طريق اين دانش قابل پيش‌بيني است. بر فرض زمان غلبة ميل معنوي و طغيان عشق الهي همينطور زمان رهايي از حجاب‌هاي مادي و ورود به خلسه‌هاي عميق معنوي نيز قابل پيش‌بيني است.

مقصود و هدف يك ستاره‌بين كه بيشتر بر اين جنبه تكيه دارد توان پيشگويي حوادث تا آخرين حد دقت به اندازة توان و امكان مي‌باشد. هر چند اين دانش به طور مطلق كاري ندارد كه ما با هر كدام از اين حوادث بهتر است به چه نحو و كيفيتي برخورد كنيم. ولي با تركيب آن با ستاره‌بيني داورانه و در پرتو نگرش معنوي، ستاره‌شناسان حكيم و فرزانه قادرند به تدبيرهاي بس زيركانه و هوشمندانه در زندگي فرد مبادرت كنند.

ستاره‌بيني داورانه

مقصود از اين قسم ستاره‌بيني، قضاوت پيرامون جنبه‌هاي متفاوت زندگي و شخصيت و استعدادهاي فردي است. به عنوان مثال وضعيت كلي سلامتي و استحكام بنية فرد، درجة هوش و ظرفيت عقلي، درجة بيداري معنوي، طول عمر، دارايي و غيره. تفاوت عمده اين نوع ستاره‌بيني با ستاره‌بيني پيشگويانه آن است كه در اين روش ما به توانايي‌ها و امكانات كلي فرد و نه به وقوع حادثه‌اي خاص در زماني خاص توجه داريم. هر چند بسياري از مردم علاقه‌مند نيستند كه در مورد ضعف‌ها و احيانا” عدم استعدادشان در برخي فنون و زمينه‌ها چيزي بشنوند ولي در ستاره‌بيني ودايي براساس موقعيت كارميك فرد، به تاريخچة روح در سير ادواري خود و مجال‌ها و محدوديت‌هايي كه هر فرد در عمر طبيعي خود دارد توجه شده و اين مجال و فرصت محدود را تا حد امكان مغتنم مي‌شمرند.